آشنایی با بخش‌های کاربردی سی‌پنل- اپلیکیشن‌ساز موبایل پازلی- puzzley 15
آشنایی با بخش‌های کاربردی سی‌پنل
۲۱ دی، ۱۳۹۹
آموزش انتشار اپلیکیشن iOS در مارکت سیبچه
۲۱ دی، ۱۳۹۹
زمان مطالعه: 4دقیقه

شکایت از کمبود زمان مثل شکایت ماهی در دریا از کمبود آب است. قطعا زندگی شرایط سختی دارد و بین آنچه ما تصمیم گرفته‌ایم و آنچه انجام می‌دهیم تفاوت زیادی وجود دارد. برای مشخص‌شدن اینکه چرا نمی‌توانیم زمان‌مان را مدیریت کنیم ، می‌توانید تصمیمات یک سال گذشته‌ خودتان را بررسی کنید و ببینید چند درصد از آنها را انجام داده‌اید. برای اینکه بدانید ما کنترلی روی خودمان نداریم به چند سوال پاسخ دهید:

  • سلامتی ما چقدر به ایده‌آل ما نزدیک است؟
  • آیا تناسب اندام ما آن چیزی است که می‌خواهیم؟

شاید بگویید این سوالات مربوط به بدن آدم است، خوب سوالات زیر را پاسخ دهید:

  • آیا محیط کاری ما آن چیزی هست که می‌خواستیم؟
  • آیا در محیط کاری همه چیز آنطور که می‌خواهیم است؟

اگر جواب همه این سوالات رضایت‌بخش بود، پس نیازی به مطالعه ادامه مطلب ندارید ولی خوشحال می‌شوم تجربه‌های شما را بشنوم و اینکه چطور این حس رضایت‌بخش را ایجاد کرده‌اید؟ در بخش نظرات برای من بگویید.

اما اگر جوابتان خیر است نگران نباشید، با ادامه مطلب همراه باشید.

ما همیشه به دنبال کنترل خود بوده اما اغلب در این امر ناتوان هستیم. این سوالاتی که پرسیده شد مربوط به دو جنبه از زندگی بود که تحت کنترل ما هستند. وقتی این موارد را نتوانسته‌ایم کنترل کنیم چه توقعی از باقی موارد داریم؟

یک فرض برای درک بهتر اینکه چرا نمی‌توانیم زمان‌مان را مدیریت کنیم ؟

چرا نمی‌توانیم زمان‌مان را مدیریت کنیم

هر انسان یک مغز منطقی و یک مغز واکنشی دارد. مغز منطقی، شبیه به یک سازمان دولتی است که مشغول برنامه‌ریزی است و مقرراتی دارد که می‌خواهد به کل بدن تحمیل کند. همه این برنامه‌ریزی‌ها خوب پیش می‌روند تا زمانی که یک واقعیت جدید به وجود بیآید.

برنامه‌های ذهنی ما مربوط به مغز واکنشی است. مغز واکنشی مانند یک مارمولک است که زیر نور خورشید روی یک تکه سنگ در حال استراحت است و به محض وقوع خطر خود را زیر تکه سنگی مخفی می‌کند. مغز واکنشی ما با برنامه‌ریزی قبلی که اکثرا تجربی هستند در صورت نیاز واکنش نشان می‌دهد. این قسمت از مغز باعث بقای ما انسان‌هاست.

 

چرا نمی‌توانیم زمان‌مان را مدیریت کنیم

فرض کنید کودکی وسط خیابان جلوی یک ماشین در حال حرکت ظاهر می‌شود، شما می‌توانید در این مواقع از مغز منطقی خود استفاده کنید؟ نمی‌توانید، چون در این لحظه ما نیاز به واکنش سریع داریم. پس ما برای برنامه‌ریزی روزانه نیاز به استفاده از مغز منطقی داریم. افرادی که از مغز واکنشی برای انجام کارها استفاده می‌کنند همیشه در حال پریدن از یک کار به کار دیگری هستند و این دقیقا دلیل این سوال است که چرا نمی‌توانیم زمان‌مان را مدیریت کنیم ؟

هر وقت بین مغز منطقی و واکنشی گیر می‌افتیم، عموما مغز واکنشی برنده می‌شود. به محض وقوع یک اتفاق جدید مغز واکنشی ما آن را به عنوان یک تهدید در نظر می‌گیرد و ما را وادار به واکنشی سریع می‌کند. بزرگترین مزیتی که مغز منطقی ما دارد این است که می‌تواند با یادگیری و در نظرگرفتن استراتژی مغز واکنشی را کنترل کند و به آن بفهماند که اتفاق پیش‌آمده یک تهدید نیست و می‌تواند آن را حل کند. مغز واکنشی ما مثل یک حیوان درنده‌ است که به مرور زمان می‌تواند رام شود. باید سعی کنیم تا این دو بخش از مغز ما به جای درگیری به همکاری بپردازند.

مثال: برای انجام یک پروژه به جای فکرکردن به انجام دادن آن، آن را یک مرحله ساده‌تر کنید و ابتدا به زمان‌بندی و سناریوی آن پروژه فکر کنید. اگر بتوانیم این کار را انجام دهیم، می‌توانیم راحت‌تر از قبل تصمیم‌گیری کنیم. اگر بتوانیم این‌کار را انجام دهیم، می‌توانیم روزانه برای انجام کارها برنامه‌ریزی کینم.

این عدم درنظرگرفتن استراتژی برای کنترل مغز واکنشی هیچ ارتباطی با اراده داشتن یا نداشتن ما ندارد، پس الکی روی خودتان برچست نچسبانید. این موضوع را در نظر بگیرید اگر استراتژی مناسب برای کنترل مغز واکنشی نداشته باشیم، همیشه سیستم تحریک-واکنش با سیستم اندیشه-تصمیم-اقدام مقابله می‌کند.

با وجود تمام برنامه‌ریزی‌هایی که داریم گاهی یک اتفاق کوچک کل روز ما را خراب می‌کند. مانند یک تماس تلفنی، یک تقاضای غیر منتظره و … . برنامه‌ریزی ما می‌تواند مانند یک بسته کارتی که ما جمع کردیم با یک اتفاق کوچک روی هوا پخش شود.

برای اینکه بتوانیم کاری که روزانه باید انجام شود را وارد برنامه کنیم باید ابتدا یک کار را انتخاب کرده و با شروع از اهداف کوچک، به تدریج آن را به سطح ایده‌آل خود برسانیم. بعد از آن کار دوم را وارد برنامه می‌کنیم. به عنوان مثال اگر بخواهیم کتاب‌خوان شویم، باید ابتدا روزی یک صفحه کتاب را به برنامه خود اضافه کنیم و به مرور زمان آن را بیشتر کنیم تا به اندازه ایده‌آل برسد. بعد از آن می‌توانیم ورزش را به برنامه وارد کنیم.

در نظر گرفتن سازکار دوگانه ذهن و تفاوت‌های مغز منطقی و واکنشی می‌تواند درک بهتری از این مساله به ما بدهد که چرا نمی‌توانیم زمان‌مان را مدیریت کنیم . درک درست صورت سوال خود نیمی از راه حل است. این مطلب که از کتاب Do it tomorrow آقای مارک فورستر برگرفته شده، نیمه اول راه‌حل را به ما می‌دهد. برای فهمیدن نیمه‌ی دوم راه حل مساله مدیریت زمان، بخش دوم این مطلب را در آینده در بلاگ پازلی بخوانید.

داوود عباسی
داوود عباسی
به مباحث مدیریتی و آواز خوندن علاقه زیادی دارم و حافظه ام طوریه که اگه کاری بهم سپرده بشه، می تونید مطمئن باشید یادم نخواهد رفت. تو پازلی کارم رو با ارتباط با مشتری شروع کردم و در ادامه در بخش تولید محتوا، با هدف کمک به مشتری ها فعالیتم رو ادامه دادم.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *